|
کمی ان طرف تر کمی ان طرف تر از خواست ها و تمایلات زمینی ما جایی است توصیف نا شدنی اما متفاوت...
| ||
|
سلام سلامی به رنگ مظلومیت حسین(ع)... هنوز هم در نوشتن مطلبم دو دل هستم اما مینویسم... "فقط 2 تا سوال نه بیشتر.باشه بچه ها؟" "نه برگه سفید بدیم .چطوره؟نظرتون چیه؟" اینا حرفهای من و دوستام قبل از امتحان حسابان. وقتی اعتراض های مکرر نخبه های این مملکت به کرسی نمیشینه وقتی تا او نجایی که میتونن مدارا میکنن . بعدش دیگه مثل بمب منفجر میشن.. میز اول میشینم.نفسام به شماره افتاده بود وقتی دبیرمون رو برگم نگاه میکرد و میدید که چیزی نمی نویسم.من ترسو نیستم اما خب ... دوستام بهم نگاه میکردن و من به اونه و نگاه هممون روی عقربه دقیقه شمار ساعت کلاس که حالا صدای تیک تیکش طنین انداز صدای قلبهای ما بود... وقتی روی 5 ایستاد .23 نفرمون ایستادیمو و دربرابر چشمان حیرت زده ی دبیرمون برگه های سفیدو رو میزش گذاشتیم. از کلاس خارج شدیم. این کار ما پس لرزه های زیادی در مدرسه و کل شهرمون داشت اما در نهایت به هدفمون رسیدیم خدارو شکر. تاریخ نگار ساعتم روز 21 اذر رو نشون میداد. روز حماسه سازی بچه های سوم ریاضی. نظرتون چیه؟لطفا بیان کنید.
[ ۱۳٩٠/٩/٢۳ ] [ ٤:۱٤ ب.ظ ] [ الهام ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||