|
کمی ان طرف تر کمی ان طرف تر از خواست ها و تمایلات زمینی ما جایی است توصیف نا شدنی اما متفاوت...
| ||
|
همه عمر دو روز است و حساب نزدیک و ما را درنگ . بار الها هزار بار عهد بستم و هزار بار توبه شکستم و بر اسب عصیان نشستم . دانی که در خفا چه بوده ایم و چه هستیم ! به لب آه و و به دل جاه و به زبان کوتاه . معبودا به جهانی که در کف دست توست بگردیم و همچو گردیم. خداوندا رحمت خود بر ما فرود آر و باران مهر خویش بر دلهای خشکیده ما ببار که خاریم و خار و به غم گرفتار و زار . ما را به سر انگشت نیم نگاهی نگاه دار و به غیر خود وا مگذار . آمین.
[ ۱۳٩٠/٤/٢٦ ] [ ٦:٥٥ ب.ظ ] [ الهام ]
خدایا می دانی که من در کلبه فقیرانه خود چه دارم که تو در عرش کبریایی خود ان را نداری؟ من چون تویی را دارم و تو چون خودی را نداری* [ ۱۳٩٠/٤/٥ ] [ ٦:۱٥ ب.ظ ] [ الهام ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||