عشق من

عشق من
 پرواز میکنم در اسمان رویاها
در اسمان پائییزی دلم
عشق من
تو در اسمان دلهایی و در نزدیکی ما
در نگاه پنهانی
از درون پیدا
تورا
باید
از درون پیدا کرد
احساس میخواهد
عشق من
آفتاب با یاریت آغاز میشود
و شب با ظلمتش با تو آغاز
عشق من
نفسم به دستورت به پایان میرسد
و به اراده ات تربیت میشوم
تو وجودی از مهر در من نهادی
من نامم انسان است
انسانی از دور دست های این جهان پنهان
تو عشق منی
و دوستت میدارم
دلم گر پائیزی و بارانی
امید تو دارم و توان زندگی
عشق من
تو بزرگی و پاک
همه با اراده ات برپا هستند
از فضلت ببخش از کرمت
رسم زندگی بیاموز
بندگیم را بپذیر که
معشوق در گاهت
آواره ی جهان خاکی
زیر سایه ی لطفت
هستم
بنده ی حقیرت
انسان هستم
انسان!

/ 0 نظر / 6 بازدید