با تو قدم می زنم...

نامت را که زمزمه می کنم گویی دیگر هیچ دردی ندارم دلم دریایی

می شود ، آرام می گیرم  ، سبکبال می شوم و دلم پر می شود از

تو  و آرام در سرنوشتم قدم می زنم ، سر نوشتی که تو ای ناظر ِ

بزرگ برایم رقم زدی.

روز را شب می کنم بی هیچ هراسی چون می دانم قدم های حریر

گونه ات قدم های مخملی ات قدم های سراسرمهرت را برخانه ی

دلم می گذاری .

 

یا لطیف رهایم نکن تا مبادا فکر و خیال من جز تو و راه عشق تو به

سمت و سویی دیگر  کشیده شود.

امین....

 

/ 6 نظر / 4 بازدید
سالومه

سلااااااااااااام الهام جووووووووووون واقعا که متن قشنگی بود عزیزم خوشحال میشم به من هم سر بزنی[گل]

سالومه

عزیزم من لینکیدمت اگه مایل بودی منو با اسم افکار یه بادوم زمینی لینک کن[بغل]

F.T

خدایا چه « بی حساب » می بخشی و چه « با حساب » تسبیحت می گوییم .. ۳۳ مرتبه سبحان الله ، ۳۴ مرتبه الله اکبر ، ۳۳ مرتبه الحمدلله التماس دعا[گل]

nafiseh

qashang bood!!![لبخند]

niloofar.tm

matlab ghashangi bud azizam ,piruz bashi[گل]

آب

سلام باحال بود .[گل]